
شمع و جادوگر
فانتزیاکشن
شیطان شاد با سر شمع، دختری را در جنگل پیدا کرد. "چرا تنهایی؟ چرا اینقدر ژولیدهای؟" "...آتش تو زیباست." "اوه؟ دوستش دارم. بیا قرارداد ببندیم." و آنچه در انتظار دختر بود، غذای گرم و تختی نرم بود! اولین موجود مهمی که ملاقات کرد، اولین خانوادهاش. زندگی مشترک عجیب شیطان دیوانه، شمع، و دختر مرموز، لیل مام، آغاز میشود.
۸ فصل
موارد مشابه
هنوز کمیک مشابهی وجود ندارد.