
رستوران هشت میلیون خدای شینسِن
میدونی یه غذاخوری هست که توسط خدا و برای خدا ساخته شده؟ «هیواری ساکاماکی»، دانشآموز کلاس اول ابتدایی، کلیددار خونهست. اون عاشق کافهایه که مادربزرگ مهربونش صاحبشه. یه روز، موجودی که خودش رو «هاچی» و خدا معرفی میکنه، ازش میخواد: «این مغازه رو تحویل گرفتم. میخوام یه غذاخوری باز کنم، کمکم میکنی؟»...؟! داستانی دلگرمکننده، خوشمزه و کمی غمانگیز که بین یک خدا و یک دختربچه دبستانی شکل میگیره.
۷ فصل
قسمت اول، بخش اول: اونیگیری سالمونِ پُر از مهربانی۴ فروردین ۱۴۰۲#1
قسمت اول، بخش میانی: اونیگیری سالمونِ پُر از مهربانی۵ فروردین ۱۴۰۲#2
قسمت اول، بخش دوم: اونیگیری سالمونِ پُر از مهربانی۶ فروردین ۱۴۰۲#3
قسمت دوم، بخش اول: ماهی خالمخالی با سس میسو، گرم و دلچسب۷ فروردین ۱۴۰۲#4
قسمت دوم، بخش دوم: ماهی خالمخالی با سس میسو، گرم و دلچسب۸ فروردین ۱۴۰۲#5
قسمت سوم، بخش اول: املت برنجِ رفاقتی۹ فروردین ۱۴۰۲#6
قسمت سوم، بخش دوم: املت برنجِ رفاقتی۱۰ فروردین ۱۴۰۲#7
موارد مشابه

مُکّه نو مانمانزای!

بانو، به شیطان

آیا کایتو همه چیز را میداند!؟

کلاس سواره

انتقام سوپرانو فرشته سقوط کرده

نماینده خدا (خودخوانده) همه چیز طبق خواست آن شخص است... آنقدر این را گفتم که دیگر نتوانستم عقبنشینی کنم.

امروز هم توانستم توسط مربی زنِ کوچکتر از خودم توبیخ شوم.

نمایش، بانوی شرورِ نفرینشده؛ منی که به عنوان اسباببازی خریده شدم، تنها تکیهگاهِ شاهزادهی بینقص هستم!؟

بریو، شکارچی ماگ

زره اژدها

قارچِ نابودی

فضایی آرام و دلنشین