
نامزدم که گفته بود «کس دیگری را دوست دارم» حالا به من ابراز عشق میکند، اما من نیازی به چنین چیزی ندارم.
«حتماً میشوی، یک شوالیه اژدهای مقدس.» زیر آسمان آبی، وِلیوان و آریادنه با هم عهد بستند. اما آریادنه ناپدید شد. ده سال بعد، در حالی که وِلیوان هنوز نمیتواند عشق اولش را فراموش کند، سیدرونه، بانویی که معنای عشق به دیگران را نمیداند، در برابرش ظاهر میشود. آنها تصمیم میگیرند یک ازدواج قراردادی بدون عشق داشته باشند، اما وِلیوان کمکم در سیدرونه نشانههایی از آریادنه را میبیند...؟
۷ فصل
موارد مشابه

قرار نبود عاشق کسی بشوم، اما حالا بازیچه دست برادرِ پادشاهِ بیش از حد آزاد شدهام.

دفتر خاطرات ناکادوری

میخواهم ناهار یک خونآشام باشم

اعلیحضرت مقدس میخواهد توسط شاهزاده خانم بیکفایت کشته شود

نمیتوانم زندگی کنم، نمیتوانم زندگی کنم.

رئیس سختگیر مرا رها نمیکند

دوران محبوبیت (موتکی)

فقط مهر زدن پای سند ازدواج است

واکابایاشی نمیگذارد بخوابم

عشق زیبا نیازی به تظاهر ندارد

برای محافظت از خانواده کنت، فعلاً نامزد کردم ~ دوشس بیکار تصمیم به نامزدی همه یا هیچ می گیرد تا رسوایی را پاک کند و با خانواده مارکیز بدجنس مقابله کند ~

خواب آرام + دوستپسر






