
شمع و جادوگر
شیطان شاد با سر شمع، دختری را در جنگل پیدا کرد. "چرا تنهایی؟ چرا اینقدر ژولیدهای؟" "...آتش تو زیباست." "اوه؟ دوستش دارم. بیا قرارداد ببندیم." و آنچه در انتظار دختر بود، غذای گرم و تختی نرم بود! اولین موجود مهمی که ملاقات کرد، اولین خانوادهاش. زندگی مشترک عجیب شیطان دیوانه، شمع، و دختر مرموز، لیل مام، آغاز میشود.
۸ فصل
موارد مشابه

سفر به دنیای دیگر با مرغهای غولپیکر

نگهبان قبر و سگ

بردهکوچولو میخواهد خورده شود

چگونه در دنیای دیگر مثبت زندگی کنیم
ازدواجِ سفیدِ قدیسهای که روی دست مانده بود ~خواهری که به خاطر «غیرممکن بودنِ دوست داشته شدن» توسط خواهر کوچکترش مورد آزار قرار میگرفت، توسط ولیعهدِ کوچکتر از خود با جملهی «میخواهم همه چیزم را فقط فدای تو کنم» غرق در محبت شده و به خوشبختی میرسد~

ازدواج سیاسیِ خوشبخت
ملکهی کشتار

پنجمین حلقه (تکرار). این بار چون نمیخواهم بمیرم، پیشنهاد فسخ نامزدی را دادم، اما اعلیحضرت که در زندگی قبلیام مرا کشت، حالا غرق در محبتم میکند.

لرد ویل امروز هم با جادو بازی میکند. بعدی

کاین آسمان

با اینکه ویژگیِ تاریکی دارم، آیا میتوانم زیر نورِ توجه باشم؟ - پسرِ قاتلی که تبعید شده، با دخترانِ زیبایِ دارای ویژگیِ تاریکی که هر کدام داستانی دارند، به قهرمانِ واقعی تبدیل میشود.

فروشگاه سوینهیا