
داستان من که دستگاه تولیدِ «منهلا» (بیمار روانی) بودم و چنگال در بینیام فرو رفت
تبدیل این تجربه به مانگا، این انتقام من است--. در دهه بیست زندگیام که به عنوان ماشینِ تولیدِ «منهلا» (بیمار روانی) شناخته میشدم. دوستپسری که در آن زمان با او بودم نیز استثنا نبود و سر مسائل جزئی با هم بحث میکردیم. خشم دوستپسرم شروع به بالا گرفتن کرد و وقتی میخواستم به خانه برگردم، او بیشتر عصبانی شد... دوستپسرم که خشمش به اوج رسیده بود، چنگالی را به دست گرفت--. «با این وضع کشته میشوم.» و سپس، دست به قماری زد که جانش را به خطر میانداخت!! دعوا، جراحت، پنهان شدن، تحت فشار قرار گرفتن، ظهور غیرمنتظره یک فرد قدرتمند... یک کمیکاسِیِ بیوقفه بر اساس داستانی واقعی که وقتی شروع به خواندنش کنید، نمیتوانید متوقف شوید و در شبکههای اجتماعی غوغا کرده است.
۸ فصل
قسمت ۱: من، دستگاهِ تولیدِ منهلا (بیمار روانی)۱۶ مرداد ۱۴۰۲#1
قسمت ۲: خشمِ لبریز۲۳ مرداد ۱۴۰۲#2
قسمت ۳: رستگاری از جانب مادر۳۰ مرداد ۱۴۰۲#3
قسمت ۴: همسایهای که شاهد است۶ شهریور ۱۴۰۲#4
قسمت ۵: دوستپسرِ از کوره در رفته۱۳ شهریور ۱۴۰۲#5
قسمت ۶: فرارِ متوقفنشدنی۲۰ شهریور ۱۴۰۲#6
قسمت ۷: خشم را در چنگال فرو کن۲۷ شهریور ۱۴۰۲#7
قسمت ۸: رویا و واقعیت۳ مهر ۱۴۰۲#8
موارد مشابه

مردم تایلند

میخواهم مادرم الکل را ترک کند

شرکتهای خارجی خیلی سخت هستند.

کونوی که و گربه پونتا نیااااان!

در این حمام، با تو

زندگی هیولاها

تکامل احساسات (Emotions Evolution)

تاجر پری دریایی و اولین عشق آسمان آبی

ساکورا کاوازو، کارآگاهِ تازهکار

باغِ دارایِ ماجرا

دانشآموز دختر دبیرستانی، متخصص در هنرهای رزمی.

برادران میوجین (2012)